تبلیغات
به وبلاگ علمی، آموزشی،تفریحی دینی و ادبی بخش پارود خوش آمدید - تفحصی پیرامون منشا اختلافات مذهبی

به وبلاگ علمی، آموزشی،تفریحی دینی و ادبی بخش پارود خوش آمدید
 
وبلاگ علمی آموزش دینی و ادبی بخش پارود
نوشته شده در تاریخ شنبه 19 آذر 1390 توسط مـــسعود بـلیــدئی

تفحصی پیرامون منشا اختلافات مذهبی

فهرست

 فصل اول                  اختلافات فقهی :

 

بخش اول ......................................مذاهب یا فرَق

بخش دوم ......................................مذهب چیست؟

بخش سوم ....................روش های فقهی مذاهب اربعه

بخش چهارم ..................تاثیر حدیث در اختلافات فقهی

 

فصل دوم           پیرامون مذهب حنفی :

 

بخش اول ................سیره ی امام اعظم،ابوحنیفه (رح)

بخش دوم ...............................گسترش مذهب حنفی

بخش سوم .................نمونه ای از ذکاوت و فقاهت امام

نویسنده : مسلم بلیدئی

فصل اول:   اختلافات فقهی

 

بخش اول : مذاهب یا فرق

قبل از اینکه به مسـئله ی مذهب و اختلاف مذاهب اسلامی و ویژگی های فقهی منحصر به فرد هر کدامشان بپردازیم باید ابتدا در دین مبین اسلام بحث فرقه های مختلف را از چهار شاخه ی اصلی دین که همان مذاهب اربعه هستند،جدا سازیم؛چراکه منشأ پیدایی ِ بسیاری ازاین شاخه های زائد را میتوان اینگونه بیان نمود : »اغراض سیاسی و حکومتی »توطئه و دسیسه های غربی »انحرافات فکری و اعتقادی به دلیل متاثر شدن از فرهنگ و نماد به ظاهر مدرنیته ی غربی »تبیین و تفسیر جدید از قرآن و حدیث »ضعف و کاستی های وارده در مذاهب اربعه »تردید و چالش در اصول دین و تغییر و نفی برخی از فروعات دینی و غیره ...

هر چند این تنوع فرَق، مشکلاتی را در جامعه اسلامی فراهم نموده و اتحاد و انسجام شایسته ای را که در خور ِ آن بود،از بین برده است ؛ اما رفتار مذاهب چهارگانه با این فرَق یکسان نبوده و در مواجهه با هر تهدید و یا تغییر از جانب این فرَق ؛ عکس العملی متفاوت داشته است،مثل سازش کاری،رفتار محتاطانه،دوری و برائت و تکفیر و ارتداد ؛ برخی از واکنشهای این مذاهب بوده است .

حال به چند نمونه از این فرقه ها اشاره می کنیم :

فرقه ی ذکری ها ، وهابیت ، منکرین حدیث ، اهل حدیث ، بریلویها ، قادیانی ها  ، اشاعره ، معتزله ، فرقه ی علامه مودودی و غیره ....

البته شایان ذکر است که بحث در مورد مذهب تشیع و فرَق مختلف آن در این مقاله مدنظر نیست و تنها در حیطه ی اهل سنت کندوکاوی صورت گرفته است .

  

بخش دوم : مذهب چیست ؟

پیش ازپرداختن به مذهب حنفی باید ابتدا بدانیم که مذهب چیست ؟ موسس آن چه کسی هست ؟ و علت اختلاف و چنددستگی در دین چه میتواند باشد ؟ و این اختلافات آیا اصولی و عدیده ایی اند یا سطحی و فقهی ؟ و آیا با تفاهم نمیشودآنها را حل و فصل نمود ؟  و آیاهای ِ بسیار ِ دیگری ؟... که باید به آنها پاسخ داد تا بتوان شکل خاصی از مذهب را ترسیم نمود و توضیح داد.

دین مبین اسلام با یک سری آموزه های اصولی و اعتقادی، و متشکل از یک سری آموزه های فرعی و عملی پا به عرصه ی رقابت با ادیان گذشته نهاد که این آموزه های  دینی به دو شکل به نسلهای بعدی انتقال یافته است :

*به صورت نص صریح الهی که همان کلام وحی یعنی قرآن میباشد .

*به صورت سیره ی نبوی که همان آموزه های رفتاری و گفتاری آنحضرت می باشد که در قالب احدیث و روایات به ما رسیده است .

مذهب در لغت به معنای ِ جای رفتن ، روش و طریقه و کیش و آیین است اما در اصطلاح دینی به شعبه ای از دین گفته میشود .  مذاهب اسلامی بر خلاف فرَق اسلامی در اصول و مبانی بنیادین اسلام ، هیچگونه اختلاف و جدلی نداشته و تنها در مسائل فقهی و اجتهادی که همان مسائل فرعی و عملی دین اند،اختلاف نظرهایی دارند که این اختلافات در جای خود و به نوبه ی خود باعث توسعه و وسعت میدان استنباط احکام از نصوص می باشد که باعث خیر و رحمت می گردد ؛ یعنی اختلاف آراء و برداشت های فقهی،نعمت بزرگ و سرمایه ی فقهی عظیمی است که در شریعت و دین اسلام،نرمی و انعطاف پذیری ِ زیادی به وجود می آورد و دین اسلام را منحصر در یک محدوده ی تنگ نمی کند که راه حلی در برابر مسائل جدید ِ روز باقی نگذارد ؛ و علت این اختلافات،تفاوت نصوص شرعی است که از هر یک،حکمی متفاوت با دیگری به دست می آید .

و حقیقت این است که از بین بردن این اختلافات، غیر معقول و غیر ممکن است زیرا اکثر نصوص اصلی شریعت دارای بیش ازیک معنا هستند .

و این نصوص شرعی بعد از قرآن ، همان احادیث و روایات گونه گون ، و گاها متعارضی از رفتار  و گفتار پیامبراند که فقها و مجتهدین شایسته با تمسک ِ هوشمندانه بدانها،حکمی از احکام را صادر یا مسئله ای از مسائل را بیان می کنند .

یک مجتهد و فقیه با استباط احکام از کتاب و سنت (سیره ی نبوی) مسایل فقهی را تبیین و تعیین می نماید که می تواند با استفتائات و اجتهادات فقهی ِ فقیهی دیگر متشابه و گاه متعارض باشد و این علم منسجم و مدون که از فروع عملی احکام شرعی، بحث میکند فقه نام دارد . علم فقه دو جنبه دارد ؛ یک جنبه ی دینی و دیگری جنبه ی دنیوی ؛ و تعلیمات ِ  دینی آن عبادات نام دارند مثل نماز،روزه و... ؛ و آنچه که مربوط به جنبه ی دنیوی و امور اجتماعی است به سه قسمت تقسیم میشود : »معاملات »مناکحات »احکام یا سیاسات :         (مثل:قضاوت،شهادت،حدود و غیره...)

هرگاه استفتائات یا اجتهادات ِ فقهی ِ مجتهدی به یک حد از پذیرش و مقبولیت ِ عمومی دست پیدا کند ؛ تبدیل به مسلک و روشی برای طرفداران و مقلدان وی می گردد که اصطلاحا میگویند مذهب جمع کثیری از مسلمانان است .

در طول زمان،از میان هزاران فقیه و مجتهد سرشناس،تنها چهار کس به خوبی توانستند که در جامعه ی بزرگ اسلامی به مقبولیتی عمومی و فراگیر دست پیدا کند :»ابوحنیفه،نعمان بن ثابت کوفی »مالک بن انس »ابوعبدالله محمد بن ادریس شافعی »ابوعبدالله احمد بن حنبل .

بخش سوم : روش های فقهی مذاهب اربعه

در مذاهب اربعه برای استنباط احکام،علاوه بر کتاب و سنت نبوی(اخبار و روایات) در صورت لزوم و بنا به شرایط  از "قول صحابه" ، "قیاس" ، "اجماع" و "استحسان"(قیاس نیکو) ؛ نیز برای کشف مسایل فقهی استفاده میکردند؛اما روش فقهی ِ هر کدام از امامان  ِ چهار مذهب بنا به تشخیص و استدلالات ِ شخصی و الویت هایشان با هم فرق داشته و بدیهی ست که مسائلی را هم که از این طریق استنتاج می کردند،متفاوت بوده است . حال به طور مختصر و بسنده به روش های فقهی و الویت های اجتهادی هر کدام ازامامان مذاهب چهار گانه می پردازیم :

# - مذهب ابوحنیفه :

ابوحنیفه برای استنباط احکام ، قرآن و سنت و قول صحابه  را بر قیاس و روش های دیگر فقهی ، مقدم میداشت؛ولی درباره ی سنت و حدیث سختگیر تر بوده  و شرایط خاصی را برای اعتبار آن لازم می دانست . منابع فقهی ای که ابوحنیفه در استنباط  احکام از آنها استفاده نموده  به ترتیب اهمیت عبارتند از : کتاب الله – حدیث و سنت نبوی – قول صحابه – اجماع – قیاس و استحسان

امام اعظم رحمه الله درباره ی رویه ی خویش در حل و فصل مسائل می گوید : برای دریافت حکم مسئله ای،اول از همه به قرآن روی می آورم ، بعد به سنت و سپس به اقوال صحابه رضی الله عنهم ؛ اگر حکم مسئله ی مورد نظرم را در قرآن یافتم به طرف سنت نمی روم و اگر آن را در سنت بدست آوردم به قول صحابه رضی الله عنهم مراجعه نمیکنم و اگر مسئله چنان افتاد که برای حل آن باید به آثار صحابه روی بیاورم ، قولی را انتخاب میکنم که نزد من محبوبتر باشد ؛ و اگر در هیچ یک از این مراجع، حکم مسئله پیدا نشود آن وقت به رای خویش اجتهاد می کنم.(فتاوای منبع العلوم – جلد اول ص 22)

# - مذهب مالکی :

  امام مالک رهبر و پیشوای اصحاب حدیث ، عقیده داشت که قرآن شناخته نمیشود مگر وقتی که مفسر آن ، یعنی سنت نبوی  شناخته شود . زیرا سنت (گفتار و رفتار )حضرت محمد (ص) بیان کننده و مفسر قرآن است . و سنت طریقه ی استواری برای فهم معانی قرآن است ازین رو فهم درست قرآن ، بدون یاری گرفتن از سنت ممکن نیست ..امام مالک برای فهم احکام ، نخست به قرآن متکی بود و سپس برای فهم قرآن از حدیث و سنت کمک می گرفت و به سنت عمل می کرد و در مرتبه سوم به فتوای صحابه متکی بود ، زیرا با پیامبر همراه بوده اند،و در مرحله ی چهارم به اجماع یعنی اتفاق فقها در یک مسئله توجه داشت و در صورتی که این منابع نمی توانستند مورد استفاده قرار گیرند،از روشهای دیگری چون قیاس و استحسان و استصحاب استفاده می کرد .

# - مذهب شافعی :

امام شافعی پس از بررسی ها و مطالعات عمیق در آراء مالک بن انس (پیشوای اهل حدیث) و روشهای فقهی ابوحنیفه،فاصله ی آن دو را تا اندازه ای ازبین برد و قواعد و اصولی تازه مقرر کرد ؛ او تا زمانی که نص قرآن و حدیث صحیح موجود بود،آنها را مبنا قرار می داد ولی در صورت فقدان آنها به قیاس و اجتهاد می پرداخت . مذهب شافعی که مذهب میانه روی بود در زمان خود امام شافعی پیروان بسیاری یافت .

 

# - مذهب حنبلی :

امام احمد ، جنبه ی محدث بودنش بیشتر از فقیه بودنش بوده،ازین رو فقه او از روی حدیث و سنت نبوی استنباط می شده است و او نیز خود را محدث می شمرد ه است نه فقیه و مفتی . وی از روی احادیث و اخبار فتوا می داده است و اگر در حکمی و مسئله ای فقهی ، مدرک حدیثی پیدا نمی کرد ، مجبور می شد به استنباط اجتهادی و گاهی به قیاس متوسل شود . امام احمد در زمان حیات خود هیچگونه قصد و اندیشه ی ایجاد و تاسیس مذهب نداشت همچنانکه سایر ائمه ی اهل تسنن چنین فکری نداشته و فتوا و اجتهاد آنان بوسیله ی پیروانشان به شکل یک مذهب در زیر لوای قران و حدیث تنظیم و شکل گرفت ؛ امام حنبل  نیز در آغاز تابع مذهب شافعی بوده است بعدها وقتی که صاحبنظر شد ، مستقیما بجای فتوای شافعی از روی قرآن و حدیث (سنت) اجتهاد میکرد .

اصول فقه او بر چهار اصل استوار است: »نصوص شرعی(قرآن و سنت) »فتواهای اصحاب پیامبر اکرم(مانند خلفای راشدین که آن فتواها را اصل اجماع خوانند) »احادیث مرسله و ضعیف(وقتی که مبنایی از مبانی و اصول ِ یاد شده ی فوق وجود نداشته باشد) »قیاس و اجتهاد .

.............................................

ازبین روشهای گوناگون ِ استنباط احکام و مسایل در مذاهب اربعه،اخبار و روایات بدست آمده از اقوال و اعمال رسول الله ، از جنجالی ترین روشها و مهمترین ِ آنها در ایجاد اختلافات فقهی می باشد از این رو بررسی حدیث به عنوان یک اصل اختلافی امری ضروری و مهم به نظر می آید،که در بخش آتی بدان خواهیم پرداخت .

  

 بخش چهام : تاثیر حدیث در اختلافات فقهی

مهمترین عاملی که باعث اختلافات فقهی بوده و نقش و تاثیر مستقیمی بر ایجاد مذاهب گوناگون داشته است ، احادیث و روایات بدست آمده از اقوال و اعمال پیامبر (ص) می باشدکه توسط روات ِ(راویان) مختلف به  ما رسیده است و این گوناگونی و تنوع حدیث و تعارض و تشابه آنها و ضعیف و صحیح بودنشان ، باعث شده که احکامی را که فقها از مسایل مختلف استنباط میکنند ، فرق داشته باشد؛از این رو نگاهی گذرا و سطحی به بحث تاثیر حدیث در اختلافات فقهی (مذهبی) موجب شناخت بیشتر مذاهب و روشهای فقهی موسسانشان میشود .

حال برخی از اختلافاتی را که از برداشتهای فقها از حدیث نشات گرفته را بیان می کنیم :

# - اختلاف علما در تعیین معنای صحیح الفاظ بعضی از احادیث :

 این اختلاف در مورد احادیثی است که بعضی از راوی ها ، آن احادیث را به عینه با همان الفاظی که حضرت پیامبر(ص) تلفظ فرمودند ، نقل نکردند بلکه نقل به معنا نموده اند مثل حدیث زیر :" قال رسول الله (ص) : مَن صلی علی جنازَة فی المسجد ِ فلا شیءَ علیه "(کسی که در مسجد بر جنازه ای نماز بخواند هیچ گناهی بر او نیست)یعنی این کار او جایزاست ، و در بعضی روایات به جای " فلا شیءَ علیه" لفظ ِ " فلا شیءَ له " آمده است که معنایش چنین می شود : کسی که در مسجد بر جنازه ای نماز بخواند  هیچ اجر و ثوابی برایش ندارد . یعنی نماز جنازه در مسجد مکروه است .  حدیث اول که جواز نماز جنازه را در مسجد داده است،مذهب شافعی است ؛ و حدیث دوم که خواندن نماز جنازه را در مسجد مکروه کرده است،مذهب ابوحنیفه است .

# - اختلاف علما در اثبات إعراب کلمات ِ حدیث :

در این قسمت به بیان این اختلاف علما می پردازیم که رسول الله الفاظ حدیث را با چه إعرابی تلفظ فرمودند . مثال : " قال رسول الله (ص) : ذکاةُ الجنین ِ ذکاةُ امُّه " ( ذبح جنین ، ذبح مادرش است ) . و در بعضی روایات با اعراب نصب آمده است : " ذکاةُ الجنین ِ ذکاة َ امّه " ( ذبح جنین مانند ذبح مادرش است ) .

در صورت ترجیح روایت اول (اعراب رفع) حکم مسئله این میشود که اگر حیوانی ذبح شد واز داخل شکمش جنین مرده ای خارج شد،ذبح مادرش برای حلال شدن جنین کفایت می کند،که این قول مذهب امام شافعی است ؛ و اگر روایت دوم (اعراب نصب) ترجیح داده شود،این میشود که جنین بیرون آمده، زمانی حلال می شود که او هم مانند مادرش، زنده ذبح شود که این قول مذهب امام ابو حنیفه است .

# - اختلاف ائمه در فهم حدیث :

هر چند که همه ائمه و فقها ی مجتهدین دارای فهم و درک دقیقی در مسائل دینی بودند ، اما قوت درک و فهم هر یک از آن بزرگواران با دیگری تفاوت داشته است . مثال : قال رسوالله (ص) : " المتبایعان بالخیار مالم یتفرقا "

علما در بیان معنای تفرق،اختلاف نظر دارند که آیا منظور از تفرق و جدایی ، متفرق شدن جسمی است یا تفرق ِ قولی و فارغ شدن از بحث معامله بعد از توافق طرفین بر یک چیز؟ طبق مذهب امام شافعی منظور حدیث این است که فروشنده و خریدار تا قبل از اینکه جسما از یکدیگر جدا نشده اند و محل خرید و فروش را ترک نکرده اند هر یک از آنها میتواند پشیمان شده و معامله را فسخ نماید،هرچند که به طور قطعی ایجاب و قبول و خرید و فروش تمام شده باشد ؛ اما مذهب امام ابوحنیفه بر این است که خریدار و فروشنده تا زمانی که از بحث معامله فارغ نشدند و به توافقی قطعی نرسیده اند ، هر یک از آنها می تواند از معامله منصرف شود ولی اگر بر یک چیز توافق شده و آن را فیصله قطعی نمودند فسخ معامله بدون اجازه ی دیگری ممکن نمی باشد هرچند که جسما محل معامله را ترک نکرده باشند .

# -  اختلاف ائمه در انتخاب روشی برای رفع تعارض ظاهری احادیث :

کسی که در علم حدیث مطالعاتی دارد بر او پوشیده نیست که هرگاه در یک مسئله،احادیث به ظاهر متعارضی  وجود داشته باشد برای آشکار شدن حکم آن مسئله،علما یکی از این چند روش را اختیار می کنند :

» جمع بین احادیث ِ متعارض و تاویل و توجیه نمودن آنها به نحوی که تعارض رفع شود .

» اگر جمع ممکن نبود با دلایل صحیح یکی از آن احادیث را ناسخ ِ احادیث دیگر قرار می دهند .

 » اگر این چیز قابل تشخیص نبود یعنی قرائنی دال بر ناسخ و منسوخ بودن احادیث وجود نداشت ، به ناچار یکی ازآن احادیث ِ به ظاهر متعارض را بر دیگر احادیث ترجیح می دهند .

# - اختلاف ائمه به سبب تفاوت علم و آگاهی آنها از حدیث؛و عوامل گوناگون دیگر... .

  

فصل دوم : پیرامون مذهب حنفی

  

بخش اول : سیره ی امام اعظم،ابوحنیفه(رح)

اسم و نسب :

اسم گرامی امام اعظم ، نعمان و پدرش ثابت بن زوطی است و در دوران حکومت عبدالملک بن مروان در سنه ی 80 هـ.ق در کوفه چشم به جهان گشود و در ماه رجب به سال 150 هـ.ق در سن 70 سالگی بر اثر زهر مسموم شده و در بغداد به شهادت رسید . مدفن ابوحنیفه در قبرستان " خیزران " در شرق بغداد است .  منصور عباسی  به امام پیشنهاد قضاوت را داد ولی او انکار کرد و او چونکه مسولیت قضا را قبول نکرد به سختی مورد غضب و انزجار منصور واقع شد  .

ابوحنیفه کنیتشان به اعتبار دختر نیست بلکه به اعتبار تقوی و عمل است یعنی ( ذو خصلة حنیفة ) دارای اخلاق شایسته و از باطل ها به جانب حق مایل بود که بر طبق آیه ی (ملة ابراهیم حنیفاً ) می باشد،که به این کنیت به مناسبت آیه ی فوق تبرکاً مکنی گردیدند .

شهر کوفه ومنزلت علمی آن :

شهر کوفه زادگاه امام رحمة الله علیه بود و یکی از مراکز بزرگ علمی جهان اسلام به شمار می آمد زیرا این شهر در زمان خلافت خلیفه ی دوم و به دستور آنحضرت تاسیس شد و به خاطر موقعیت خوب و هوای مناسب به سرعت ترقی کرد و در زمان خلافت خلیفه ی چهارم کوفه یکی از مراکز مهم علمی و تاریخی جهان اسلام تبدیل شد و محدثان و فقها از اطراف و اکناف عالم اسلام به آنجا روی می آوردند.به همین خاطر سفیان به عیینه (رح)می فرمود : مناسک حج را از اهل مکه بیاموزید و قرائت قرآن را از اهل مدینه و مسائل حلال و حرام  را از اهل کوفه .

تجارت :

امام بسیار ثروتمند بود و تجارت میکرد و مغازه ی او در کوفه معروف و مشهور بود . اما عادت داشتند فایده ی مال التجاره را که از کوفه به بغداد می فرستادند سال به سال جمع آوری نموده و با آن حوائج اساتید محدث از قبیل خوراک،پوشاک و غیره را خریداری نموده و باقی مانده ی پول را به آنها اهدا می نمود

فراگیری علم :

ایشان در کودکی به حفظ قرآن پرداخت و مدتی نیز در علم کلام به مطالعه و مباحثه مشغول شد،اما پس از مدتی علم کلام را رها کرده و به فقه روی آوردند

امام احکام اسلامی را در طول 22 سال تدوین کرد و حدود هشتاد و سه هزار مسئله و بند که سی و هشت هزار مسئله مربوط به عبادات و چهل و پنج هزار مسئله مربوط به معاملات،مناکحات و احکام جنایی بود .

البته از مشهورترین استادان امام ابوحنیفه ، حضرت حماد بن ابن سلیمان (رح) است که امام مدت 18 سال نزد وی به تحصیل فقه و حدیث پرداخت،همچنین از محضر ابراهیم نخعی و شعبی هم فقه آموخت .

امام دارای شاگردان زیادی بود که مشهور ترین آن قاضی القضات امام یعقوب معروف به امام ابو یوسف (رح) بود که مدت هفده سال تمام با پایبندی در محضر امام بود و در دوران حکومت خلافت عباسی منصب قضاوت را بر عهده داشت بعد از وی مهمترین شاگرد وی امام محمد بن حسن شیبانی استاد امام شافعی است این دو شاگرد ابوحنیفه که به آنان " صاحبَین " گفته میشود بعد از وی شاگردان زیادی تربیت نمودند.زفر بن هذیل، داود طائی، فضیل بن عیاض،نصر بن عبدالکریم،عبدالله بن مبارک،محمدبن نوح،مالک بن مغول،مندل بن علی ،قاسم بن معین،هیاج بن بسطام و غیره از مشهور ترین شاگردان وی بودند .

 

تصنیفات امام :

کتبی را که به امام ابوحنیفه نسبت میدهند عبارتند از :

# - فقه اکبر : رساله ای اس مختصر درعقاید (در علم کلام) که ملا علی هروی بر آن شرحی شافی نگاشته است

# - العالم و المتعلم (در علم کلام)

# - مسند امام ابوحنیفه : (در حدیث) دارای نسخه های متعددی است که ابوالمعید محمد بن محمود خوارزمی همه آنها را یکجا جمع کرده است .

# - کتاب الآثار : این کتاب درباره ی احادیث نبوی و آثار و اقوال صحابه و تابعینش تالیف شده است .

# - کتاب الوصیه : که حاوی پاره ای از پند و اندرزهای او به یاران و شاگردانش بوده است

# - و کتب زیاد دیگری ... .

 

از خصوصیات امام :

» وی تابعی بوده است و در خیرالقرون متولد شد و در زمانی که بسیاری از صحابه در قید حیات بودند بسیاری از صحابه را دیده بود .

» در زمان تابعین اجتهاد می کرد و فتوا می داد و مرجع و متعهد بود .

» از چهار هزار تابعی تحصیل علم کردند.

» شاگردان ذهین و شایسته و فایقی او را رسید که نصیب دیگران نشد که هر یکی از آنها آقایی در علوم شدند .

» در کثرت عبادت و زهد وتلاوت و حج و عمره و ورع و سخاوت و علم و عرفانشان امتیازی داشتند و زبانزد خاص و عام بودند

» اولین فردی در امت است که علم فقه و حدیث را گردآوری کرده و ترتیب داد

» ائمه ی کباری چون امام مالک و امام شافعی،بعضی بدون واسطه و بعضی با واسطه از شاگردان آنحضرت بودند .

  

 بخش دوم : گسترش مذهب حنفی

مذهب ابوحنیفه در زمان خود او گسترش نیافت بلکه پس از او با کوشش های شاگردان و پیروانش گسترش و تکامل پیدا کرد و در بلاد اسلامی پذیرفته و ترویج شد . حدود دو قرن پس از امام اعظم این مذهب رسمیت یافته و به صورت یکی از مذاهب فقهی بزرگ و مهم اسلام درآمد .

در اواخر قرن چهارم و به ویژه قرن پنجم هجری،در دوران سلاطین غزنوی،سلجوقی و خوارزمشاهی و نیز در دوره ی عثمانی،این مذهب ترویج و تقویت شده و در میان مذاهب چهارگانه ی اهل سنت در درجه ی اول قرار گرفت. این مذهب هم اکنون مذهب رسمی کشورهایی است که زمانی تابع دولت عثمانی بوده اند از قبیل : مصر- سوریه – لبنان – ترکیه – آلبانی – بالکان و قفقاز .

همچنین در برخی از کشورهای دیگر که تابع دولت عثمانی نبوده اند،مانند پاکستان- بنگلادش- افغانستان و هندوستان نیز این مذهب به عنوان مذهب رسمی به شمار می رود . اکثر حنفی های ایران در استان سیستان و بلوچستان – شمال شرقی خراسان- مازندران وهمچنین در قسمتی از استان فارس و هرمزگان به طور پراکنده بسر می برند.

  

 بخش سوم : نمونه ای از ذکاوت و فقاهت امام  

 

حکایت دزدان کوفه :

شبی در کوفه تنی از دزدان به خانه ی همسایه ی شان وارد شدند و تمام اموال و اثاث خانه اش را ربودند و به مرد همسایه (صاحب خانه) اجبارا سوگند طلاق مغلظه دادند (هنگامی که نکاح قطع گردد و زن با مرد دیگر عقد بندد و بعد از اینکه آن مرد او را طلاق دهد و عدتش به پایان برسد می تواند در عقد مرد اول در بیاید) تا چیزی نگوید . چون روز شد مرد بیچاره خود می دید که دزدان دیشب ، مال و متاعش را به چوب حراج زده و می فروشند اما بنا به سوگندی که گفته نمی توانست دم برآورد . ولی طاقت نیاورد وبه امام اعظم باز گفت و امام فرمود نگران مباش .تو که مطمئن هستی که دزدان از ساکنین محله ی خودت هستند؟ گفت بله .

گفت اکنون برو و به پیش نماز مسجد محله بگو تا همه ی مردم را در مسجد جمع نماید . من هم فورا می آیم . همه آمدند به طوری که مرد می دید دزدان اموالش هم در میان آنان هستند.بعد امام به پیش نماز گفت که مردم را یکی یکی از دروازه خارج کند و کسی را همانجا مقرر نماید تا از این مرد بپرسد که آیا دزد اموالت همین است؟و به مرد هم خاطر نشان کرد که اگر دزد او آن کس نباشد ، بگوید نه ؛ و اگر دزد همان است ، فقط ساکت بماند . و امام دستور خروج داد و مردم یکی یکی از درخارج شدند و دم در یکی برای سوال ایستاده بود و درباره ی هر نفر از او سوال می کرد . تا اینکه به چند نفر، آن مرد ساکت شد و جوابی نداد . دانستند که دزدان همان افرادند و آنان را به گوشه ای کشاند و از ماجرا سوال کرد و آنها نیزخجل شده و اعتراف کردند و اموال وی را پس دادند  .

 

سوگند زن و مرد :

مردی با وضع پریشان نزد امام آمد و گفت : سوگند یاد کرده ام تا زنم با من حرف نزند با او سخن نخواهم گفت و زنم نیز در جواب من سوگند خورده که اگر قبل از من با من سخن بگوید همه ی اموالش صدقه است . از فقهای کوفه پرسیده ام ، حتی از سفیان ثوری سوال کرده ام همه گفته اند در هر صورت شما به گفتگو با همدیگر حانث میشوید و حالا در مشکل عجیبی گرفتار شده ام ، اگر من جلوتر با او سخن بگویم طلاق می شود و اگر او جلوتر حرف بزند همه ی اموالش از دست می رود.به نظر تو چکار بکنیم ؟ امام پرسید : آیا زن تو بعد از سوگند ، سوگند یاد کرده است ؟ مرد گفت بله . امام گفت : راحت باش و برو با زنت حرف بزن ، نه زنت طلاق میشود نه مال زنت صدقه می شود . خبر به سفیان ثوری رسید ، نزد امام ام و گفت :آیا با این کارهایت فروج حرام را حلال می سازی ؟ و بعد پرسید :ازچه روی این فتوا داده ای :امام گفت ساده است .مرد سوگند خورده که قبل زن با او سخن نگوید اما زن قبل از از او سخن گفته ، چون او هم سوگند یاد کرده  و این یک سخن است ، بنابرین جلوتر از مرد ، زن سخن گفته است و مرد بعد از آن به سخن گفتن با زنش حانث نمی شود ، چون شرط دیده شده است و در این صورت اگر مرد برود با زن سخن بگوید ، شرط زن هم دیده می شود و مالش صدقه نخواهد شد .سفیان گفت : واقعا شگفت انگیز است ، برای تو از علم چیزهایی منکشف می شود که همه ی ما از آن غافل هستیم

  

منابع و مآخذ

 

نور الحقیقت(سیره ی امام اعظم) .........محمد عظیم حسین بر(نشر تربت جام)

تاثیر حدیث در اختلافات فقهی ....................علی رسولی (نشر آوای اسلام)

ضمیمه ی فرهنگ و تعلیمات دینی........... نذیر احمد اسلامی(وزارت آموزش وپرورش)

دیدگاهای فقهی معاصر................یوسف قرضاوی(ترجمه ی احمد نعمتی)(نشر احسان)

دایرة المعارف مصور پیمان .........................................پروین قائمی (نشر پیمان)

فرهنگ فارسی ............................................... دکتر محمد معین (نشر راه رشد) 





طبقه بندی: مطالب دینی و مذهبی، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
خرید بک لینک